درد دلی درباره نقد

فضای نقد کسب و کارهای بزرگ فضای عجیبی است. شاید شما هم دوستانی داشته باشید که هر روز برایتان هزار و یک دلیل بیاورند که دیجی‌کالا در سال‌های آینده نابود خواهد شد و مارکت پلیس شدن آن احمقانه‌ترین کار بود و رقیب‌ها دیگر امانش نخواهند داد و هزار نوع حرف از همین جنس. خنده‌دارترین این نوع نقد را هم در این ویدئو می‌توانید ببینید و لحظات خود را با شادی سپری کنید.

اکثر این نقدها در یکی از دسته‌های زیر قرار می‌گیرند :

  • شنیده‌ایم که افراد ناراضی هستند : این یکی از مسخره‌ترین حالت‌هاست. می‌رویم کامنت‌های زیر پست‌های کسب و کارها را می‌خوانیم یا از یکی بوده که از دوستش شنیده که کسب و کاری فلان برخورد را با او داشته‌اند که خیلی بد بوده است.
    مشکل این نقدها این است که هیچ سندیتی ندارند. آن دوست ما معلوم نیست که خودش از کس دیگری این روایت را نقل می‌کند یا این که او هم از دوست دوستش آن را شنیده است. کامنت‌های شبکه‌های اجتماعی هم اگر از میانگین کسب و کارهای مشابه دیگر بالاتر نباشند اتفاق خاصی نیفتاده که در اکثر موارد نیست.

 

  • تجربه دست اول از نارضایتی داشته‌ایم : این نوع انتقاد به شرطی که شما به شرکت مورد نظر فیدبک داده باشید مورد خاصی ندارد. الان خیلی‌ها از قیمت‌های بالا در دیجیکالا و راننده‌های نامناسب در اسنپ انتقاد می‌کنند اما خیلی‌ از همین افراد در نظر سنجی پس از خرید یا سفر شرکت نمی‌کنند، نمی‌دانند که زیر هر محصولی در دیجیکالا می‌توانند در مورد قیمت نظر بدهند و بعد از خرید هم باز در مورد قیمت نظر می‌توان داد و شماره پشتیبانی هست که در اکثر موارد محترمانه به شما کمک خواهند کرد.

 

  • نقد کسب و کار به صورت کلی : این مورد هم خیلی خوب است و اصلن همه ما خوبیم. ولی یک مشکلی دارد که خودم هم بارها و بارها و بارها به دامش افتاده‌ام. سال‌ها پیش که پشتیبان قلم چی بودم در وبلاگ قدیمی‌ام در مورد قلم‌چی و سیستم بدش نقد می‌نوشتم و یک سری متن‌های آخرالزمانی تولید کرده بودم که در نهایت پیش بینی می‌کرد که قلم چی باید نابود شود و خیلی وضعش خراب است و شما را به خدا پولتان را توی جیب این لعنتی‌ها نریزید.
    داشتم می‌گفتم که مشکل این نوع نقد کردن این است که هیچ هدفی جز تخریب ندارد. تاسف خوردن و پیش بینی ورشکسته شدن و نابودی یک کسب و کار اسمش نقد نیست و قهقهه شادی شما از اعماق وچودتان بعد از تخریب به راحتی شنیده می‌شود.
    نقدی که به یک کسب و کار می‌شود باید راه جل در خودش داشته باشد مگر این که آن کسب و کار رقیب شما باشد و شما خواهان شکست آن باشید.

 

نقد کردن و انتقاد به وضعیت موجود کار اشتباهی نیست. من همیشه و بیشتر از هر چیزی دوستانم را به فیدبک دادن تشویق می‌کنم. یک کسب و کار که فیدبکی نمی‌گیرد هیچ وقت نمی‌فهمد که چه اشتباهی مرتکب شده و به همین دلیل فرصت درست کردن اشتباهاتش را از دست می‌دهد. اما نقدهای اشتباهی و فیدبک دادن‌های اشتباهی هم می‌توانند به همان اندازه مخرب باشند. اگر تمام گیری که ما به یک کسب و کار بزرگ می‌دهیم کپی کردن تمام فیچرهایش از روی کسب و کار مشابه آمریکایی‌‌اش است، به احتمال زیاد این نوع فیدبک به جایی نمی‌رسد و گفتگوی سازنده‌ای شکل نمی‌گیرد.

نقدی که در آن یک طرف (منتقد) در نقش دانای کل ظاهر می‌شود و در طرف دیگر تصویر یک کسب و کار نه چندان هوشمند ساخته می‌شود هیچ گاه موثر نخواهد بود و غیر از رضایت لحظه‌ای منتقد هیچ دستاورد دیگری نخواهد داشت.

به نظرم خیلی خوب است که این روزها حواسمان باشد که اول از همه در شبکه‌های اجتماعی و خیلی گذرا و در حد کامنت نقد نکنیم و اگر هم خواستیم یک مقاله پر محتوا بنویسیم در نهایت از نقطه نظر خودمان یک راهکار خشک و خالی و ساده هم اضافه کنیم که خدایی ناکرده فقط دل خودمان را خوش نکرده باشیم و حداقل دیگرانی که این مقاله را می‌خوانند به فرض این که به همین مشکلات با یک کسب و کار برخورده‌اند، یک چیزی هم یاد بگیرند و دست خالی برنگردند.

حواسمان باشد که اگر انتقاد ما از جایگاه مشتری نیست و داریم ساختار و تصمیم‌های یک کسب و کار را نقد می‌کنیم، همین که آن کسب و کار وجود دارد و چند نفر همت کرده‌اند و یک سیستم ساخته‌اند و ما فرصت یادگیری از کارهای آن‌ها را داریم خیلی چیز خوبی است و بیخود با پیش بینی افول یک کسب و کار کام خودمان و دیگران را تلخ نکنیم.

حالا اگر شما انتقاد کردید و راه حل هم دادید و در نهایت آن کسب و کار در آن زمینه شکست خورد بیایید و بگویید که دیدید ما گفتیم و عمل نکردند؟

Categories: پراکنده‌گویی, ده پست اول

۱ دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *