باز هم در باره مهاجرت

مدتی است که آدم‌هایی که به فکر مهاجرت تحصیلی و غیر تحصیلی هستند(از نوع جغرافیایی) را بیشتر می‌بینم. تقریبن یک الگوی ثابت را در اغلب آن‌ها مشاهده کردم که جالب بود و گفتم با شما هم به اشتراک بگذارم. البته مطمئن هستم که دقت می‌کنید گفتم اغلب آن‌ها و نه تمامی آن‌ها.

افرادی که من دیده‌ام یک الگوی رفتاری عجیب داشته‌اند. انگار برای مهاجرت از یک الگوی ثابت پیروی می‌کنند. آن هم ساختن جهنم از وضعیت زمانی و مکانی کنونی‌شان است.

برای مثال در یک روز معمولی که همه چیز طبق معمول پیش می‌رود کافی است کنار یکی از افرادی که قصد مهاجرت دارد بنشینید تا بفهمید در چه جهنمی زندگی می‌کنید و خودتان هم خبر نداشته‌اید و نکته جالب این است که این نگاه به مرور زمان به شما هم سرایت خواهد کرد.

اما یک چیز دیگری هم هست که شاید روی دیگر همین سکه باشد. افرادی که بعد از مهاجرت به کشورشان باز می‌گردند اغلب تصویر زیبایی از آن ترسیم می‌کنند. فرصت‌های بی نظیری که برای همه وجود دارد، شرایط بسیار مساعد برای انجام هر کاری نسبت به همه جای دنیا، امید‌ها و افق‌های بی نظیر. همه چیز عالی جلوه می‌کند.

این روزها حوصله گروه اول را ندارم. هنوز هم از صحبت با گروه دوم بیشتر استقبال می‌کنم چرا که فکر می‌کنم چیزهایی را می‌بینند که شاید من نبینم. اما بیشتر از هرچیزی در راستای مهاجرت ذهنی خودم تلاش می‌کنم. سعی می‌کنم خنثی نباشم و تصمیم‌های بهتری بگیرم و دنیای خودم را تغییر بدهم. شاید با خواندن کتاب‌های جدید، با صحبت با آدم‌های جدید، با تصفیه ارتباطات قبلی و ساختن ارتباطات و عادت‌های جدید. اما یک چیز مهم وجود دارد که از گروه اول آموخته‌ام و فکر می‌کنم استفاده کنترل شده از آن می‌تواند مفید باشد. از شرایط فعلی‌ام یک جهنم کنترل شده ساخته‌ام که سعی می‌کنم هرچه زودتر آن را ترک کنم.

شاید قبل‌تر هم در این رابطه نوشته باشم اما احساس کردم یادآوری آن در این روزها حداقل برای خودم مفید است.

 

1 دیدگاه On باز هم در باره مهاجرت

  • با این نوشته یاد فیلم جزیره (island) افتادم

    این که در جایی هستیم که فقط رویا رفتن به جایی دیگر ما را از فعالیت در همین جایی که هستیم نیز باز میدارد

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.