زلزله، شبکه‌های اجتماعی و شوخی با ریسک

در ماه گذشته دو بار زلزله تهران را تجربه کردیم. الان کسی دیگر یادش نیست البته و خدایی نکرده یک ذره بلرزد تنها تعداد کمی برای آن آماده هستند و لباس گرم و غذای اضافی آماده کرده‌اند. خودم هم استثنا نیستم. با این که هر روز احتمال خیلی چیزها وجود دارد باز هم یک قراردادی بین خودمان هست که انگار تصمیم گرفته‌ایم خطرات را جدی نگیریم و بدون در نظر گرفتن ریسک‌ها تصمیم بگیریم.

البته این که هر روز صبح مثل استیو جابز از خواب پا شوید و از خود بپرسید اگر امروز زلزله بیاید چه کار باید بکنم کمی عجیب است و کار خوبی نیست. نیازی هم نیست که هر روز تمام دارایی خود را از این خانه به آن خانه و از این محل به آن محل ببرید تا مثل بعضی‌ها کیفتان را دزد بزند و تمام سرمایه‌تان در یک لحظه از دستتان برود. اما بعضی از رویدادها هستند که به عقیده من خیلی مهم‌تر از زلزله هستند و احتمال رخدادشان بیشتر است.

در میان کسب و کارهای ایرانی تا همین چند هفته پیش هیچ کدام را پیدا نمی‌کردید که تلگرام و اینستاگرام نداشته باشد. خیلی هم کار خوبی بود. باید رفت جایی که مخاطب است. اما کسب و کارهای نوپایی که وارد بازار می‌شدند هم به دنبال آن‌ها راه می‌افتادند و تمام سرمایه‌گذاری محتوایی خود را روی شبکه‌های اجتماعی می‌کردند. اگر هم کسی به آن‌ها می‌گفت چرا از تلگرام شروع کردید جوابی نداشتند و فقط می‌گفتند چون همه اینجا هستند. یک جورهایی مفهوم رسانه تحت مالکیت یا Owned Media را قدیمی می‌دانستند و به شوخی می‌گرفتند. خیلی کسب و کارها هم بر همین اساس بنا شد و به قول خودشان میلیاردها تومان هم سود کرده‌اند گویا.

امیر شوکتی، موسس بات پیام ناشناس به من یک بار در جایی می‌گفت که یک شرکت سرمایه‌گذاری تنها حاضر شده ۴۰۰ میلیون روی او و تیمش سرمایه‌گذاری کند و در ازای آن درصد بالایی هم می‌گرفته و دلیلش هم این بوده که بنیان چیزی مثل تلگرام بر باد است و آن شرکت تنها روی تیم سرمایه‌گذاری می‌کند.

حالا که این روزها محدودیت‌های جدید اعمال شده و معلوم نیست در نهایت چه اتفاقی بیفتد، همه بنای اعتراض گذاشته‌اند که کسب و کار ما را خواباندید. اشکالی در اعتراض نیست، می‌توان به زلزله هم اعتراض کرد که چرا ما را سرگردان کردی و می‌توان به شرکت‌ها هم اعتراض کرد که چرا قوانینتان را عوض کردید ولی آیا سودی هم دارد؟ درست است که آزادی اینترنت و بی طرفی آن (که البته در کشور ما بیشتر به چیزی شبیه به جوک می‌ماند) حق همه است. ولی به هرحال وقتی که می‌دانیم هر روز که از خواب بیدار می‌شویم ممکن است به سلیقه یک عده به بخشی از دنیای آنلاین دسترسی نداشته باشیم، بنا کردن بنیان کسب و کار بر شبکه‌های اجتماعی و تمرکز تنها بر همین بخش کار اشتباهی است.

 

پ.ن‌ : به نظر می‌رسد سرمایه‌گذاری روی رسانه‌هایی مثل توییتر که به هر صورت در دسترس نیست گاهی گزینه بهتری‌ است (هرچند نه به عنوان رسانه اصلی). به قول ساکنین جزایر آهن در گیم آو ترونز :

چیزی که مرده، نمی‌تواند دوباره بمیرد.

پیشنهاد برای مطالعه : انتخاب رسانه مناسب برای بازاریابی محتوا

Categories: کسب و کار

۵ دیدگاه

  • احسان

    اینکه تمام آموزش ها و تلاش ها باید رو یک تیم باشه کاملا درست هست و هرچیزی تو این بازار ممکنه پیش بیاد اما قطعا نمیشه از شیرینی ریسک گذشت..
    مخصوصا اگر از ظهور اون کار شروع کنیم! (مثلا اوایل شروع کار تلگرام) چون تنها هزینه ای که اول این چنین کارهایی میپردازین یکم زمان هست..
    مثل کانال گیزمیز که با فوروارد شروع کرد و به درآمد روزانه ۱۰ میلیون تومان رسید. با فیلتر شدن وایبر نا امید نشد و سریعا روی تلگرام قوی شد.

    • امین کاکاوند

      نفس راه انداختن یک کسب و کار ریسک داره به هر حال. ولی یه وقتایی ریسک کار مثل ریسک بازی رولت روسی هست. میدونی که یه گلوله به هرحال در میره. درسته لذت داره و کسی که زنده میمونه برده ولی به نظرم توی دفعات متعدد این بازی بلخره کشته میشه هرکسی که به هیجان این بازی دل بسته.
      اون کانال گیز میزی که میگی چند سال وقت گذاشته و چقدر هزینه کرده؟ میدونم فالور میلیونی داره و خوب هم پول درآورد تو کوتاه مدت ولی تو بلند مدت دیگه اسمی ازش نخواهد بود.
      من اینجا دارم در مورد مدل پایدار بیزینس صحبت میکنم وگرنه میشه هرکار کوتاه مدتی هم کرد و خوب پول درآورد و هیجان هم داره.
      فکر کن موسسای اپل به کای راه انداختن اپل همون دستگاهای غیرقانونی تماس تلفنی رو میفروختن. بعدم میرفتن سراغ یه چیز باحال دیگه. هیجان داشت ولی هیچ وقت اپل امروز نمیشد.
      حالا تو میگی گیز میز میگم اوکی نفسش سرگرمیه. طرف کانال آموزشی راه انداخته و تنها کانال ارتباطیشه. الان مشتریاش موندن ول معطل.
      سرگذمی هم باشه باز مثال ناین گگ رو میتونم بیارم. با این که تو اینستا هست ولی رسانه اصلیش سایت و اپشه. گیز میز نمیتونست یه همچین کاری کنه؟ ببین جامعه‌ای که ناین گگ ساخته چه ارززشی داره و کل بیزینس گیز میز چی‌.
      درسته سیستم اقتصادیمون دید ما رو کوتاه مدت کرده ولی یه خورده سعی کنیم به افق بلندتر هم فکر کنیم تمایز برای خودمون ایجاد کردیم.

  • رسول

    امین جان ، پست تو بهانه ای شد که برای اولین باردر مورد یه موضوعی صحبت کنم. بزار در مورد تجربه خودم کمی بگم شاید برات جالب باشه . ( البته که طولانی هست و اگر حوصله و زمانش نیست جملات اخرش کل نتیجه من هست )

    بعد این که از ماکت پاکت جدا شدم اولین استارتاپ ( شاید استاررت آپ) رو زدم و تنها دلیل هم از این کار تجربه کردن بود . بعدش یه تیم شدیم و ایده ای که در سر داشتیم از واقیعت مجازی به شبکه مجازی رسید دلیل هم این بود که فرهنگ این مورد هنوز نبوده و هم تیمی های من دوست نداشتند قربانی باشند و صرفا میخواستند رشد کنند . اون روز ها هم تبلیغات تو شبکه های اجتماعی داغ بود از جمله تلگرام و ایده بچه های قبلا این که پایداری پیدا کند ،دگرگون میشد . و وقتی هم که تصمیم گرفتیم ادزشیر( ads-share ) راه بندازیم اختلاف بر سر یک چیز بود ان هم این که اول کدام ؟ تلگرام یا اینستاگرام ؟
    بعد از کلی تحقیق و خوندن در مورداین موضوع و بررسی چند روزه فهمیدم که واقعا تفاوت زیادی بین یک پیام رسان و یک شبکه اجتماعی هست و رفتار کاربران در هر کدوم به قدری متفاوت هست که میشه اون هارو دو دنیا جدا از هم دانست ( گرچه ممکن است خیلی ها در هر دو باشند ) اون روز ها وقتی دلایل متعددی رو برای هم تیمی هایم مطرح میکردم که اینستاگرام بهتر از تلگرام است همه ان ها تنها یک جواب داشتند و ان هم این که همه تو تلگرام هستند .تا جایی که من گفتم اگر این تلگرام باشه من کنار میکشم چون وقتی رو چیزی که میدونم شکست میخوره زمان نمیزارم . مصمم بودن من ( البته بیشتر از دید اون ها خودم که در حد یه جستو جو ساده به این نتیجه رسیدم ) باعث شد که با کلی نق و بد بینی روی اینستاگرام کار کنیم و(حالا بماند چه تجربه و کار هایی درس هایی گرفتم) بعد رسیدم به ۹ ماه فعالیت که درش پولی نبود چون اوصلا بر مبنای خطا و ازمون رفتیم جلو و شناختمون بیشتر میشد . بعد از ۹ ماه برنامه نویس ما که سازش همین تلگرام بود یهو کلا ول کرد و رفت و همه چیز در مرحله که تازه درک درست و پلتفرمی مناسبی ایجاد شد رو خراب کرد با یک شعار اونم این که پولی در این ماه ها نبوده پس نیست ! . و خودش رفت به سمت تلگرام و شروع کرد به بات ساختن ( از جمله بات های فیکی که مثلا میگفت کی پروفایل منو دیده و فرد مجبور میشد برای استفاده از بات وارد کانالش بشود) که با استفاده از ان مقدار زیادی کاربر جذب این کانال ها میکرد. و از تبلیغات های چند صد هزار تومنی میگفت و هرشب می آمد و میگفت ببین ۳۰۰ تومن یه شب تبلیغات گرفتیم و …( دلیلش هم واضح میگفت که تو ۹ ماه وقت من رو گرفتی حالا ببین خودم بلدم و تو هچی نمیدونی ) و بعد از مدتی گفت کانال را ۷۰ میلیون فروختیم و با پولش الان داریم یه شبکه (اژانس) دریافت تبلیغات تشکیل میدیم مثل همونی که درمورد اینستاگرام داشتیم بعد هم که جلوتر رفتیم ان ها نیز هزینه کردند و تلگرام فیلتر شد، بعد از فیلتر شدن منو بلوک کرد که دیگر صدایی هم از من نیاید . گرچه ادزشیر ۶ ماه هست تعلیق شده و کاملا استاپ خورده و شادمانی زیادی در این مدت برایش رقم خورد( مخاطب من شخص هم تیمی من نیست بلکه اون یه نمونه از این ادم هایی بود که این رویه رو درپیش گرفتند ) ولی حالا که تلگرام فیلتر شد دیدیم در چت هامون تو تلگرام من فقط ۸ بار به فلیتر شدن اشاره کردم و کلی هم درتماس ها و …
    جالب این هست که همین الان که دارم این متن رو مینوسم تلگرام رفع فیلتر شد و دوستان شروع به پیام دادن کردن در همین لحظه کردنولی بازم چیزی تغییر نمیکنه !!

    حال نتیجه این همه حرفم که طولانی هم شد این بود که فهمیدم :
    واقعا باید بیشتر بخوانم بیشتر بدانم و بیشتر فکر کنم و خودم را برای کاری که انجامش ندادم سرزش نکنم و به جای انجام عملی خیلی دیرتر از بقیه شروع کنم ولی حتما بخوانم و حتما بیشتر و بیشتر فکر کنم . حالا از این که چند روز وقت گذاشتم برای شناخت و تفاوت بین شبکه اجتماعی و پیام رسان پیشمان نیستم و از این که تاسال های اینده کسبو کاری رو ایجاد نکنم هم نگران نیستم شاید به مراتب زمانی که از اشتباهات و خواندن یک چیز میشه کسب کرد ( متمم ، بلاگ های شما دوستان و …. ) لذت و ارزش به مراتب بیشتری به استین بالا زدن و انجام دادن داشته باشد 🙂

  • رسول

    عالیه ، دقیقا دارم روش کار میکنم ممنون که همه بهم یاد اوری میکنید. اینطوری مصمم تر و جدی تر خواهم بود که نوشته بدون اشتباه تایپی داشته باشم 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *