فیلم دانکرک (Dunkirk)

فیلم دانکرک، شاهکار یا فاجعه؟

حدود یک سال و نیمی می‌شود که منتظر فیلم دانکرک (Dunkirk) بوده‌ام. همیشه برای کارهای برادران نولان بیش از حد انتظار کشیده‌ام و این مساله برایم طبیعی است. حالا هم در انتظار فصل دوم Westworld هستم.

می‌دانم که اسم یک کارگردان روی نظر ما در مورد فیلم تاثیر می‌گذارد. می‌دانم که شما هم این را می‌دانید. اما این را هم می‌دانم که کاری از یک کارگردان خیلی خوب که فهمیده نشود یا حتی کمتر خوب باشد با نقدهای برنده‌تری نسبت به دیگر کارگردان‌ها مواجه می‌شود. همانطور که ادیسه فضایی یکی از مهم‌ترین آثار کوبریک، زمانی که بر روی پرده‌های سینما رفت با شدیدترین نقدها روبه‌رو شد و با گذر زمان بود که دیگران به ارزش این کار پی بردند. در مورد این پدیده بعدا می‌نویسم.

چند روز بعد از دیدن فیلم دانکرک وقتی که در محل کار نشسته بودم دوستی از من پرسید « فیلم دانکِرَک رو دیدی؟» با تعجب نگاهش کردم. می‌دانستم منظورش همین دانکرک خودمان است و به خودش زحمت نداده اسم را گوگل کند و یک خورده اطلاعات بیشتر به دست بیاورد اما در این مواقع دوست دارم یک نگاه عاقل اندر سفیهی هم بیندازم و بگویم که نخیر اینطور نیست و … . پرسیدم کارهای دیگر نولان را دیده است یا نه که بحث به انحراف کشیده شد و باقی داستان ارزش گفتن ندارد.

بله. دوست داشتم چند کلمه در مورد دانکرک بنویسم. فیلم جدید نولان. وقتی می‌گویم نولان از کسی حرف میزنم که سه تا از کارهایش را خیلی دوست دارم. پرستیژ، اینسپشن و شوالیه تاریکی. همین سه تا و باقی کارهایش در لول بعدی قرار می‌گیرند. اما فیلم دانکرک انگار در دنیایی دیگر ساخته شده و با کارهای دیگرش مقایسه نمی‌شود.

به نظرم جدای از تمام معماها و غافلگیری‌های فیلم‌های پیچیده نولان، بیشتر از هرچیزی او سعی در نشان دادن روابط انسان‌ها و حالات انسانی دارد. در اینسپشن کل حرفش این بود که اصلن مهم نیست که آن فرفره لعنتی بیفتد یا نه مهم این است که کابز ما بلخره به فرزندانش رسیده. حالا مگر مهم است که بیدار باشد یا خواب؟ اما طرفدارنماها کلی بحث راه انداختند که اصل فیلم این است که بفهمیم فرفره افتاد یا نه. یا در اینتراستلار خود نولان گفت که این فیلم درباره رابطه یک دختر و پدر است اما باز هم طرفداران دو آتشه شروع کردند به فرضیه چینی که معماهای فیلم را حل کنند. البته به نظرم این یکی از ضعف‌های نولان است که گاهی معماها بسیار پررنگ‌تر از داستان اصلی و هدف خودش می‌شوند و سه فیلمی که از او دوست دارم این خاصیت را دارند که به صورت متعادل به معما و حالات انسانی پرداخته‌اند. به قول اسکورسیزی کارگردان خوب کسی است که یک امتیاز به بیننده و یک امتیاز به استودیوها بدهد. یعنی هم فروشش خوب باشد و هم فیلم با ارزش هنزی خوب برای بیننده بسازد. به نظر نولاد در این سه فیلم و فیلم اخیرش همین کار را کرده است.

اما چرا انقدر نظرات ضد و نقیض در مورد این فیلم وجود دارد؟ جواب ساده است. انتظار بیننده از نولان چیز دیگری بوده. انتظار هیجان و معما و ساختن شخصیت‌‌های اصلی و … بوده. اگر هم می‌گویند نبوده بروید مقاله‌هایشان را بخوانید. به نکات ریز و کوچکی گیر می‌دهند که بگویند مشکل فیلم چیز دیگری است اما مشکل همین‌هاست. بیننده انتظار فیلم بدون شخصیت اصلی و بدون دیالوگ نداشته. انتظار نداشته که تام هاردی در کل فیلم حرف خاصی نزند و کار خاصی نکند. اما باز هم نولان از قبل پیامش را داده و در یکی از تریلرها نوشته‌ای ظاهر می‌شود که : در زمان نابودی و بحران، زنده ماندن پیروزی است.

می‌خواستم بیشتر در این مورد بنویسم که دیدم سهند ایرانمهر مطلب جالبی در کانال تلگرامش نوشته که حق مطلب را ادا می‌کند. بیشتر از این وراجی نمی‌کنم و شما را به خواندن مقاله سهند دعوت می‌کنم:

 

از دانکرک نولان تا دانکرک ما

سهند ایرانمهر

۴۰۰ هزار سرباز انگلیسی و فرانسوی بخاطر حمله غافلگیرانه نیروهای آلمانی از پشت خطوط ماژینو در دانکرک (ساحل شمال فرانسه) گیر افتاده‌اند و زیر بمباران و حمله نازی ها راهی نیست جز آنکه قایق‌های تفریحی داوطلبان مردمی این لشگر درهم‌ریخته و شکست‌خورده را به سواحل بریتانیا برگرداند. این خلاصه فیلم دانکرک کریستوفر نولان است.

«دانکرک» را دیدم. منتقدان، می‌گویند نولان در این فیلم «خراب» کرده، پایینتر از حد انتظار ظاهر شده، فیلم درهم و برهم است، صامت است، مشوش است و هرچقدر فیتیله روشنفکری و‌نشانه‌شناسی را بالا بدهی باز هم افاقه نمی‌کند…
من اما هیچگاه عادت نداشته‌ام فیلمی را از دید منتقدان ببینم، فیلم را از دریچه چشم خودم و دنیایی که می‌‌بینم و مختصات جغرافیایی که در آن قرار گرفته‌ام، می‌بینم.

دانکرک فیلمی در ستایش «امید» است. غربِ امروز شاید برای فیلم دانکرک کلاهی بالا نیاندازد منِ ایرانی اما برایش هورا می‌کشم، زیرا:

۱- در دانکرک، حماسه و شکوه با روایت یک پیروزی نیست، بلکه حماسه از دل شکست ساخته می‌شود اما مگر می‌شود از شکست حماسه ساخت؟ در فیلم می‌بینیم‌ که سربازانی که برای فتح رفته بودند به شکل خفت‌باری شکست خورده‌اند و به جای آنکه امیدی که مردم به آنها بسته بودند به پیروزی تبدیل شود، ماجرا معکوس شده، شکست آنها بریتانیا را در معرض سقوط و شکست قرار داده است و حالا مردم عادی هستند که باید جان‌شان را برای آنها به خطر بیندازند. نولان در دانکرک به ما یادآوری می‌کند که غلبه بر « ناامیدی»٬ «تحقیر » و « انکار امید» حماسه‌ای به مراتب باشکوه‌تر از پیروزی و تحقق آرزوهاست.

۲- سربازان با شرمساری تمام در حال بازگشت به وطن هستند و نگران اینکه «مردم به صورت‌شان تف بیاندازند»٬ مردم اما از آنها مثل یک قهرمان استقبال می‌کنند. مردم به اشتباه و شکست آنها واقفند اما می‌دانند که پاپس کشیدن، پشیمانی، ابراز ندامت، تحقیر یا ملامت کسانی که ملتی به آنها امید بسته است، جز تباهی اندک توان باقی‌مانده و تسلیم مطلق نتیجه‌ای نخواهد داشت.
در سکانسی از فیلم پیرمردی که میان سربازان خسته و شکست‌خورده، غذا پخش می‌کند، در تمام مدت چشم‌اش را برزمین دوخته است و به صورت سربازان نگاه نمی‌کند تا آنان احساس شرمندگی نکنند. پیرمرد به سربازان می‌گوید که به آنها افتخار می‌کند. سربازی می‌گوید: ما کاری نکردیم و فقط زنده ماندیم٬ پیرمرد می‌گوید: همین هم خوب است.
نولان با این صحنه‌ها، یادآوری می‌کند که درس‌های شکست به مراتب راهگشاتر از پیروزی است. در نرسیدن‌ها و نشدن‌هاست که عیار و ارزش ملت‌ها نمایان می‌شود و گذر از آزمون این مرحله است که تضمین‌کننده آینده‌ای است که برآمده از تجربه‌های این ناکامی است. دانکرک یاد ما می‌اندازد ملت‌هایی پیروزند که رقابت را با تمام فراز و فرود آن و تا پایان ادامه دهند نه ترسوهایی که تصورشان از آینده، پیروزهای آسان و سهل‌الوصول است و کوچکترین خللی آنها را به توقف و خودزنی وا‌می‌دارد.

۳- در دانکرک، فرد، قهرمان نیست، فیلم روایت فرد نیست. همه جا سخن از جمع است. حماسه استقامت ۴۰۰ هزار نفر شکست‌خورده، حماسه دوراندیشی یک ملت برای کمک به سربازان مهزوم و احیای مجدد امید.
در دانکرک، نبرد، عرصه میدان‌داری خواصی چون چرچیل نیست و اگر اشاره‌ای هم می‌شود، محدود است زیرا اینجا همه قهرمانند، همه مسئولند در شکست و در پیروزی و فیلم هم روایت این‌همه است.

۴- دانکرک، فیلم جنگی توپ و گلوله و هیجان و بار دراماتیک و…. نیست. نولان جنگ را آزمون سلاح‌ها نمی‌داند، محک سنجش تدبیر آدمیانی می‌بیند که بر دوراهی عقل و احساس، امید و ناامیدی و کم تحملی و صبوری باید تصمیم سخت خود را بگیرند.

دانکرک فیلم خوب و زیبایی است. دانکرک نگاه ما را به چالش‌های بزرگ فردی و اجتماعی‌مان تغییر می‌دهد و آزمون بزرگ فرد و جامعه را در آرمانی که در نظر دارد، در نسبت با شکست و ناکامی و ناامیدی می‌سنجد نه در شعاع در دسترس پیروزی. دانکرک فیلمی است که ما ایرانی‌ها باید ببینیم.
شاید با دیدن آن نیمه دوم مسابقات فوتبالی که تیم ما باخته است‌با تحقیر طرف خودی از سوی تماشاگران همراه نباشد، شاید در پی هر شکستی به جای اندیشه تحقیر و لگدکوب کردن اراده‌ها به دوباره برخاستن، احیای امید به آنانی پرداختیم که نتوانستند امید مان را تحقق کنند.

شاید یاد گرفتیم به جای تمرین هلهله بعد از پیروزی، صبوری و استقامت و امیدواری بعد از شکست را بیاموزیم.

شاید یاد گرفتیم هر کاری را در میانه و با مشاهده لغزش‌ها و کاستی‌ها رها نکنیم و به این حقیقت برسیم که حاملان امید یک ملت هرچند ناکام و‌شکست‌خورده حاصل خون‌دل خوردن و سرمه سودن‌هایند و راه نجات، تحقیر یا دست شستن از آنها نیست بلکه نقد، احیای امید واستمرار برای دوباره ایستادن است‌.

Categories: پراکنده‌گویی, سرگرمی, فیلم و سریال

۲ دیدگاه

  • رسول

    بسیار زیبا و جالب .
    چند وقت پیش داشتم در مورد کتاب خوانی محمدرضا میخوندم به این جملش فکر کردم که کتاب خوانی دیدن از منظر کس دگیری به جهان هست و … حالا این که از دریچه ذهن تو مطالب سهند رو میخونم فرقی برام که ( امتیازش بیشتری مطالبش گرفته ) .

    البته که بایداز هاشم هم بخاطر این آشنایی و تو در تایید سهند تشکر کنم با این که نمیشناسمش ولی تاییده شما کمی این دید رو برای دنبال کردنش بهبود میبخشه
    ممنون امین جان 🙂

    • امین کاکاوند

      سلام رسول جان.
      آشنایی من با سهند بر میگرده به دوران فیسبوک. اون موقع به واسطه آشنایی با چند طنزنویس تو فیسبوک با مطالب سهند هم آشنا شدم. طنز کارهای سهند فرق داشت با بقیه و بررسی‌های تاریخیش (بررسی ترکمانچای رو حتمن بخون) برام خیلی آموزنده و جالب بود. به نظرم نسبت به خیلی از کانال‌های تلگرامی دیگه کانال پربارتر و بهتری داره و جزو ۵ تا کانالی هست که توی تلگرام دنبال میکنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *