ارتباط با مخاطب در دنیای راک : بیتلز یا لد زپلین

در حال خواندن پست آموزنده یاور مشیرفر، اقتصاد تاثیر یا «محتوا چگونه ارزش آفرین می‌شود؟» بودم که نکته بسیار جالبی در ذهنم مرور شد. به نظرم آمد برای فهم بهتر و به عنوان مصداق خوبی برای مفهومی که یاور در مورد آن صحبت می‌کند، بهتر باشد که این داستان را اینجا هم تعریف کنم.

یاور در قسمتی از مقاله جذاب و «کوتاه» خود نوشته که :

رمان‌های ادبیات کلاسیک، سمفونی بتهوون، آثار موتزارت، باخ، چایکوفسکی و راخمانینوف همگی صرفا واجد «کیفیت محتوا» نیستند: ارتباط بسیار خوبی با مخاطب برقرار می‌کنند. ارتباطی که بیشتر با روح مخاطب درگیر می‌شود. ارتباطی که ماحصل آن علاوه بر تأثیر، برانگیختن احساس «رضایت» و «لذت» هم هست.

همینجا یک پرانتز باز کنیم : به قول نسیم طالب گاهی یک کتاب ۶۰۰ صفحه‌ای بسیار کوتاه است و یک کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای بسیار بلند. طبق همین معیار اگر بخواهیم بگوییم با توجه به جذابیت و اهمیت بحث یاور به نظر من ۱۰۰۰۰ کلمه برای این موضوع هنوز هم کم است و کلی مفهوم هست که باید درباره‌اش بحث شود.

حالا برویم سراغ ادامه داستان.

اگر با دنیای موسیقی راک آشنایی داشته باشید دو گروه را بدون شک باید بشناسید. گروه بیتلز (beatles) و گروه لد زپلین (led zeppelin). اما اگر هم نمی‌شناسید اصلا نگران نباشید. همینجا یک توضیح مختصری از این دو گروه می‌دهیم (چقدر دوست داشتم به اینجای داستان برسیم).

 

بیتلز

بیتلز یک گروه راک متشکل از ۴ جوان بیست و اندی ساله لیورپولی بود که در سال ۱۹۶۰ شکل گرفت. معروف‌ترین‌ آهنگ‌های این گروه قطعه‌های زیر هستند که می‌توانید گوش کنید :

آهنگ Hey Jude 

 

آهنگ Yesterday (اگر جایی من را با گیتار پیدا کردید می‌توانید درخواست کاور این آهنگ را بدهید 🙂 من هم با کمال میل اجرا می‌کنم و کلی لذت می‌بریم دور هم 😉 )

آهنگ Let it Be (دسترسی با فیل کش)

البته اگر جان لنون بعد از جدایی از بیتلز را هم قاچاقی حساب کنیم آهنگ زیبا و البته معروف Imagine هم جزو کارهای بیتلزی به حساب می‌آید که البته در ایران تصور کن و من رویایی دارم ترجمه همان آهنگ هستند :

 

اگر آهنگ‌های بالا را شنیده باشید حدس اینکه چرا بیتلز تا این حد محبوب شد برایتان سخت نیست. شعرهای ساده  استعاری، مفاهیم ساده و زیبا، ملودی‌های روح نواز که آنقدرها هم پیچیده نیستند و البته کمی هم شانس. البته شخصیت شورشی جان لنون که هر ازگاهی خبرساز می‌شد و در برنامه‌های مختلف به اظهار نظرهای مختلف سیاسی اجتماعی می‌پرداخت و جدایی جنجالی او از گروه هم تاثیر کمی در داستان‌های سال‌های بعد نداشت.

 

لد زپلین

لد زپلین هم گروه راکی بود که در سال ۱۹۶۸، یعنی کمتر از یک دهه بعد از بیتلز کارش را در لندن شروع کرد. لد زپلینی‌ها از همان اول با قدرت تمام کارشان را شروع کردند. این گروه ترکیبی از بهترین‌ها بود. بهترین درام نواز، بهترین گیتاریست، بهترین وکالیست و … در دنیای راک آن زمان دور هم جمع شدند و شاهکارهایی را خلق کردند که اوج آن را در معروف‌ترین آهنگ این گروه می‌توان شنید :

 

برخلاف بیتلز که آلبوم‌های اولی‌شان الان قابل شنیدن نیست و در طول زمان به پختگی رسیدند، تمام آلبوم‌های لد زپلین از کیفیت بالایی برخوردار هستند به طوری که شما متوجه نمی‌شوید چه قطعه‌ای مربوط به چه سالی است. در ادامه می‌توانید سه آهنگ از این گروه را یک جا بشنوید و لذت ببرید :

 

حالا چرا این‌ها را گفتم؟

تناقض بزرگی که وجود دارد این است که لد زپلین در عرصه محبوبیت به گرد پای بیتلز هم نرسید. سوال اصلی این است که چرا این اتفاق افتاد و گروهی که کیفیت کار بسیار بالاتری داشت، باز هم نتوانست محبوبیت بالایی کسب کند؟ پاسخ به این سوال است که ما را به حرف یاور می‌رساند.

 

بیتلز یا لد زپلین؟

البته این مقایسه آنقدرها هم درست نیست. لد زپلین طرفداران خاص خود را داشت و خیلی از آلبوم‌هایش به صدر لیست پرفروش‌ها رفت. بیتلز هم بیشتر به موسیقی پاپ نزدیک بود. اما ما اینجا می‌خواهیم روی یک نکته خاص تمرکز کنیم : روابط یا کانکشن.

اما کانکشن در مورد آهنگ‌های بیتلز و لد زپلین یعنی چه؟

شعر

آهنگ‌های بیتلز ساده فهم هستند. یعنی هر کسی آن را می‌فهمد. همه ما میفهمیم وقتی یکی میگوید دیروز عشق مثل یک بازی ساده بود، اما امروز دوست دارم پنهان بشوم. آه من به دیروز ایمان دارم منظورش چیست. اما وقتی یک نفر از بانویی حرف می‌زند که مطمئن است تمام آن ذرات، طلا هستند و یک شاهراه به بهشت را می‌خرد خیلی سخت می‌شود فهمید منظورش چیست. این را بگذارید کنار این که بیتلز روی شعرهایش خیلی کار می‌کرد اما لدزپلین گاهی تنها صدا تولید می‌کرد و یک سری کلمات نامفهوم ادا می‌کرد که هیچ معنی نداشت.

 

همخوانی

آهنگ‌های بیتلز را همه می‌توانند بخوانند و با خواننده همخوانی کنند و در حمام و بیرون حمام سرگرم شوند. ملودی‌های ساده آن‌ها هم به راحتی زمزمه می‌شود. پس طبیعی است که عامه مردم استقبال خوبی از آن‌ها بکنند. اما شما بخش آخر Stairway to Heaven را که گوش می‌کنید، دیگر صدایتان نمی‌کشد که با خواننده همراهی کنید. بگذریم که آهنگی مثل Kashmir هم هست که خواننده فقط دارد صدایش را به رخ می‌کشد و از اول هم نمی‌توان با او همراه شد. پس در آهنگ‌های لد زپلین ما تنها شنونده هستیم در اکثر مواقع و همین. اما بیتلز مثل دوستی است که کنار ما راه می‌رود و گرچه خیلی کارش درست است اما خیلی خودش را به رخ ما نمی‌کشد.

 

این‌ها بخشی از مواردی هستند که در دنیای موسیقی ارتباط را می‌سازند و به نظر من باعث شدند که بیتلز به شدت نسبت به لد زپلین محبوب‌تر شود. در واقع به قول یاور گروه بیتلز تنها واجد شرایط کیفیت محتوا نبود و ارتباط بسیار خوبی هم با شنونده برقرار می‌کرد. ارتباطی که بسیار بهتر از ارتباط لد زپلین با مخاطب بود.

حالا می‌شود راحت‌تر فهمید که واقعا محتوا پادشاه نیست و بهتر است به ارتباط هم توجه کرد.

نظر شما چیست؟ شما هم با این موارد در آثار دیگر برخورد کرده‌اید؟

 

پ.ن : این پست بهانه خیلی خوبی بود که کلی آهنگ خوب را مرور کنم و گوش کنم. امیدوارم شما هم از آن‌ها لذت برده باشید.

ارتباط با مخاطب در دنیای راک : بیتلز یا لد زپلین
۴ (۸۰%) ۱ vote

3 دیدگاه On ارتباط با مخاطب در دنیای راک : بیتلز یا لد زپلین

  • امین جان
    لطفا وبلاگ مرا در پینگ‌بک اضافه کن که وقتی از من رفرنسی میدهی مطلع شوم و بتوانم بیایم بخوانمش.

    در مورد اقتصاد تأثیر حرف‌های بسیار زیادی باید گفته شود. برخی از آن‌ها مثل تأثیر محتوا بر هدایت افکار جمعی هنوز قابل گفتن نیستند یا اگر گفته‌شوند سوء برداشت ایجاد خواهند کرد.
    بخش‌های دیگر نیازمند اصلاح و توضیح بیشترند. اصلاحی که بتواند با مخاطب «ارتباط» بیشتر و عمیق‌تری برقرار کند.
    از همین رو آن مورد نیازمند پژوهش و کار بیشتر است.

    پانوشت: قالب جدید و فونت وبلاگت، ارتباط بسیار خوبی با مخاطب برقرار می‌کند. 🙂

  • این قسمت جالب بود :
    “حالا می‌شود راحت‌تر فهمید که واقعا محتوا پادشاه نیست و بهتر است به ارتباط هم توجه کرد.”
    زمانی که بازی میکردم برای من این موضوع تداعی کننده همین جمله بود .
    در صنعت گیم هر چند چقدر هم همه چیز خوب باشد بازم درگیر کردن فرد به فرانید بازی و ارتباط با اون و ایجاد یک داستان به واسطه اون است که موجب میشود مدت ها آن بازیکن در این رابطه بسیار مهم بماند .
    حالا درک میکنم چرا خیلی از بازی های خیلی خیلی ساده و سطحی گاهی وقت ها از عناوین پر هزینه پیشی میگیرند .
    البته این آنالورژی را میتوان در جاهای متفاوتی استفاده کرد . ممنون امین عزیز

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.