نمایشگاه صنایع دستی و عروسک‌هایی دوست داشتنی

تولید انبوه و زندگی صنعتی به زور می‌خواهند خودشان را همه جا، جا کنند. کافی‌است تا به عروسک‌های پایین نگاه کنید تا تکرار ملال انگیز و چهره‌های ساختگی بی نقص و بی هویتی حالتان را به هم بزند. عروسک از چین، لباسش با ما. فرهنگ محلی کجا می‌رود؟ کی دنبال فرهنگ محلی است اصلا؟ یک لباس تنشان می‌کنیم و به اسم عروسک محلی جا می‌زنیم. مثل دارا و سارا. لباس کردی و ترکمنی و قشقایی و بلوچی را به تن باربی می‌کنیم و اینطوری می‌توانیم بازار را تسخیر کنیم. حکایت بخشی از صنایع دستی ایران امروز، دقیقا همین است.

 

 

 

عروسک‌های محلی و روستایی واقعی اما یعنی همین‌ها. ظرافت تصنعی عروسک‌های کارخانه‌ای را در آن نمی‌بینید اما هر کدام داستان خاص خودشان را دارند. هر یک به دست شخصی ساخته شده‌اند و هیکل‌هایشان هم و پوشش‌هایشان هم به آدم‌های روزمره شبیه‌تر است. هر کدام از دل صدها سال فرهنگ روستایی و عشایری با داستان‌های خودشان سر برآورده‌اند و امروز به ما رسیده‌اند. با همت زنان و مردانی که نمی‌خواهند این هنر بمیرد و به فکر تقویت اقتصاد محلی هستند.

 

 

حالا به تصاویر زیر با دقت نگاه کنید :

 

 

عروسک تالو که به عروسک‌های طلب باران هم معروف هستند و خاستگاه آن‌ها در خراسان جنوبی است. کودکان در قدیم این عروسک‌ها را به دست می‌گرفتند و همزمان با رقصاندن آن‌ها شعر زیر را هم می‌خواندند :

 

 

هویت از بی نقصی مصنوعی نمی‌آید. هویت از داستان پشت این عروسک‌ها، گره خوردن آن‌ها با شرایط جغرافیایی و فرهنگی ما و تاریخ آن‌ها و ارتباط آن‌ها با اقتصاد محلی شکل می‌گیرد. طلب باران و داستان همیشگی آب. با رنگ‌های متنوع و امیدوار کننده. طلب باران با رقص باید زیبا باشد.

تا یک روز آینده شما هم می‌توانید با مراجعه به نمایشگاه صنایع دستی، سالن ۱۰ و ۱۱، غرفه ۱۵۳، عروسک‌های محلی زیبا را از نزدیک ببینید و با داستان آن‌ها آشنا شوید. اگر هم دوست داشتید خرید کنید و به خانواده‌های روستایی سازنده آن‌ها کمک کنید.

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.