چطور بی‌طرف تاریخ بخوانیم؟

تاریخ، چیز جذابی است. داستانی از کشمکش‌ها و زندگی بزرگان و پادشاهان، با قهرمان‌ها و دشمنانش. اما شکلی که خیلی از ما تاریخ را می‌خوانیم، کم‌تر کمکی به ما می‌کند.

ما در مطالعه تاریخ، خود را در لباس پادشاهان، شاهزادگان، فرماندهان جنگی و دلاوران می‌بینیم و بیشتر حب و بغض ما از رویدادهای تاریخی هم از همین‌جا سرچشمه می‌گیرد.

عاشق هخامنشیان هستیم. چون خود را در لباس پادشاهان هخامنشی تصور می‌کنیم که در اوج شکوه اولین امپراتوری بزرگ ایران را تاسیس کردیم و در خیلی از جنگ‌ها بر کشورهای آن دوران پیروز شدیم. از اسکندر هم بیزاریم چون خود را در لباس داریوش سوم و یا آریوبرزنی می‌بینیم که مغلوب سپاهیان او شدیم.

یکی از دلایل آتش زیر خاکستر نفرت خیلی از ما از اعراب به خاطر این است که نمی‌فهمیم چه شد که امپراتوری ساسانی (که ما خود را به عنوان انوشیروانان «عادل» و خسرو و یزدگرد آن می‌پنداریم) از یک عده صحرانشین شکست خورد و قدرت و شکوه را از دست ما ربود.

نادرشاه را دوست داریم، چون دوشادوش او به سلطه افغان‌ها پایان می‌دهیم، مملکت را از سردرگمی نجات می‌دهیم، هندوستان را مغلوب می‌کنیم و کلی غنایم به دست می‌آوریم.

 

نمی‌خواهم بگویم یک بار هم خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم. انتظار خیلی زیادی است که با حس نفرت هندوستان از نادر همدردی کنیم، این که بفهمیم اسکندر از آتش‌های آکروپولیس (که به دست خشایارشاه سوزانده شد) مشعلش را روشن کرد و به جان تخت جمشید انداخت و … . همانطور که برای یک مغولستانی سخت است که بفهمد چنگیز بزرگ او، خیلی‌ها را آواره کرد.

نه. راه ساده‌تری هم هست.

 

این بار که تاریخ می‌خوانید (اگر می‌خوانید) خود را در لباس مردم عادی تصور کنید.

هخامنشیان یا غیر آن مهم نیست، هزینه‌های لشگرکشی به یونان از مالیات شما به دست می‌آید. پول انتقام پدر پادشاه را شما باید بپردازید و مهم نیست که وضعیت زندگی شما چیست.

خسروپرویز یا بهرام چوبین مهم نیست، فرزند شما نمی‌تواند در دانشگاه ساسانی تحصیل کند چون نظام طبقاتی به هم می‌ریزد و پادشاه هم به همین خاطر عادل خوانده می‌شود.

اشرف افغان یا نادر اهمیتی ندارد، کشور در یک جنگ داخلی است و پادشاه هم چشم‌هایش یا به دعاست یا به غنایم خارج کشور.

 

آرنولد توین‌ بی عبارت جالبی دارد که می‌گوید باشکوه‌ترین دوران‌های تاریخ، بدترین زمان‌ها برای زندگی بوده‌اند.

 

اما حواسمان باشد که تفاوت پارادایم‌ها را در هر عصری در نظر بگیریم. قرار نیست لزوما هر دوره تاریخی یک قهرمان و یک ضد قهرمان داشته باشد. این‌ها همه قصه است. برای مردم معمولی، همه چیز عادی و روتین است و هیجان آنچنانی هم در کار نیست.

برای گرفتار نشدن در دام قهرمان‌سازی و قضاوت‌های بیهوده تاریخی، سعی کنید هنگام مطالعه تاریخ، خود را در لباس یک فرد عادی تصور کنید. همین.

2 دیدگاه On چطور بی‌طرف تاریخ بخوانیم؟

  • جالب بود .
    با این اوصاف فکر کنم همیشه یه سری سیاست مدار بودن که میخاستن شکوه ایجاد کنن ولی دهن ملتشون آسفالت شد تا اسم ژن خوب ها ثبت بشه تو تاریخ . البته اروپا هم وقتی مطالعه میکردم یه جاهایی دیگه برید از این موضوع و بیخیال قضیه شدن ! .

    ولی یه سوالی خیلی ذهن منو درگیر کرد اگر یه شرکت یه کشور باشه و یه رهبر یه قهرمان باشه چه مقدار باید مردم عادی ( کارمندان ) هزینه بدهند تا اون رهبر شکوه پیدا کنه و ثبت بشه ؟! : )

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.