پست های وبلاگ

هنوز هم زنده‌ام

آخرین باری که در این وبلاگ نوشتم، برمیگردد به دو ماه قبل. باور کنید کار سختی نیست این همه ننوشتن. داشبورد مدیریت سایت را باز می‌کنی، افزودن نوشته را می‌زنی، چند خطی هم می‌نویسی و می‌بینی که فکرت یک جا جمع نمی‌شود. صفحه را می‌بندی و با خودت می‌گویی سر فرصت. لیست مطالبی که باید بنویسی هم هر روز طولانی‌تر می‌شود. این خلاصه دو ماه گذشته بود. اگر بخواهم طبق عادتم، مثل همه وقت‌هایی که بعد از مدت‌ها از غار بیرون می‌آیم یک آپدیت همه جانبه از زندگی‌ام ارائه کنم این می‌شود که به مشکل مدیریت شخصی برخورده‌ام. کمی نظم کارهایم به هم ریخته و زمان مثل ماهی از دستم سر می‌خورد. یادم می‌آید می‌خواستم بعد از پست چک لیست خلاصه کتاب را هم بگذارم و به دلیل این که

ادامه مطلب

در باب اهمیت چک لیست، ابزاری مهم برای انجام کارهای پیچیده

قسمت‌های دیگر سری چک لیست : قسمت دوم : چک لیست چیست؟ چرا و چطور چک لیست تهیه کنیم؟ قسمت سوم : مهم‌ترین نکته در تهیه چک لیست ۸۳ سال پیش در یک چهارشنبه زیبای پاییزی، همه چیز به طرز عجیبی داشت خوب پیش می‌رفت. بوئینگ خیلی خوب کارش را انجام داده بود و مدیران آن حس غرور خاصی داشتند. مثل ورزشکاری که در مسابقه نهایی به پست یک حریف خیلی ضعیف می‌خورد و مطمئن است که از قبل مسابقه پیروز میدان است. داستان از این قرار بود که نیروی هوایی ایالات متحده، رقابتی را میان شرکت‌های هواپیمایی ترتیب داده بود و برنده این رقابت تامین کننده هواپیماهای نظامی آمریکا می‌شد. مدل ۲۹۹ بوئینگ، با بدنه‌ای از آلیاژ سبک آلومینیوم و با طراحی خیره‌کننده، می‌توانست ۵ برابر مقدار مورد نیاز ارتش آمریکا بار

ادامه مطلب

نگاهی به AdBlock از زاویه‌ای دیگر و تاثیر آن بر تولیدکنندگان محتوا

  صنعت تبلیغات همیشه زمین جنگی نابرابر بوده است. صاحبان رسانه و شرکت‌های تبلیغاتی که به صورت یک طرفه در خلال محتواهای مختلف، تبلیغات خود را با هر دوز و کلکی به خورد مصرف کنندگان داده‌اند و از طرف دیگر، مصرف‌کنندگان ناراضی‌ که همیشه به دنبال راهی برای فرار از این تبلیغات بوده‌اند. یاد ۱۵ سال پیش می‌افتم که تلویزیون، رسانه غالب خانه ما ایرانی‌ها بود. تبلیغات میان سریال‌ها برای ما عذاب آور بود. همیشه وقتی که تبلیغات پخش می‌شد بین کانال‌ها می‌چرخیدیم و یک دعوای اساسی بین من و خواهر و برادرم این بود که «بسه دیگه بزن همون کانال الان شروع میشه دوباره‌ها». خلاصه بعد از این که تبلیغات را دور می‌زدیم به ادامه مصرف محتوای خود ادامه می‌دادیم. اینترنت اما مثل تمام حوزه‌های دیگر، این زمین جنگی

ادامه مطلب

«می‌بریم» دیگر نمی‌برد! : داستان یک شکست

از خیلی وقت پیش که ایده‌های استارتاپی مثل قارچ از اینطرف و آن طرف سبز می‌شدند انتقادات زیادی به اکوسیستم استارتاپی وجود داشته است. البته اینجا نمی‌خواهم این انتقادات را مرور یا تکرار کنم. امروز متوجه شدم که استارتاپ می‌بریم به کار خود پایان داده است. می‌توانید شرح کامل ماجرا را اینجا بخوانید. وقتی که وارد صفحه اصلی سایت این استارتاپ می‌شوید با این پیغام مواجه می‌شوید : می‌بریم، شاید وقتی دیگر.     می‌بریم را از نمایشگاه اینوتکس پارسال به یاد دارم. اولین بار با خودم فکر کردم که در بازاری که اسنپ و تپسی و غول‌های دیگر هستند آیا شانسی برای اینها هست؟ اما اعضای تیم خنده رو و امیدوار بودند به آینده. به نظر خودشان کار مهمی انجام می‌دادند. آخرین بار که تیم می‌بریم را از نزدیک دیدم،

ادامه مطلب

معرفی پادکست LORE : تولید محتوای حرفه‌ای به سبک ارون منکی

هرچقدر هم که به قدرت علم و روشنگری آن ایمان داشته باشید، بسیار بعید است که وجود ناشناخته‌ها را انکار کنید. پدیده‌هایی که برای آن‌ها جوابی نداریم یا آنقدر نادر هستند و تکرار آن‌ها وابسته به شرایط خاص است که فعلا تصمیم می‌گیریم کاری به کارشان نداشته باشیم. ذهن علمی می‌گوید در مورد این ناشناخته‌ها اظهار نظر نکنیم. اما ذهن داستان پردازان بزرگ به سختی می‌تواند در مقابل این ناشناخته‌های وسوسه انگیز مقاومت کند و شروع می‌کند به ساختن داستان‌ها جدید. بزرگترین داستان‌پردازها هم یا شیادانی خبره هستند و یا سرگرم‌کنندگان بزرگی که اگر نبودند بدون شک زندگی برای ما خیلی سخت می‌شد. بعد از این مقدمه طولانی که شاید خواننده عزیز نداند که ربط خاصی به موضوع این پست نداشت کم کم می‌رویم سراغ اصل مطلب. نمی‌دانم شما هم

ادامه مطلب

بررسی یک سریال فوق‌العاده، شاهکار تلویزیون و داستان ساختارها

پ.ن : بعد از اینکه این پست را نوشتم به سرعت در صدر لیست اکثر نتابج گوگل مرتبط با تمام کلمات کلیدی مرتبط با این سریال شد. این توفیق اجباری باعث شد که ورودی‌های زیادی از طریق این کلمات بگیرم که احتمالا فکر می‌کردند من منتقد فیلم هستم اما چون نبودم نرخ خروج از سایتم بسیار زیاد شد. تصمیم گرفتم تمام کلمات کلیدی مرتبط با نام سریال به جز اوایل متن را تغییر دهم تا شاید گوگل دست از سر من بردارد. اگر شما هم با جستجوی نام این سریال در گوگل به سایت من رسیده‌اید باید به شما بگویم که من منتقد فیلم نیستم و بلاگم هم مرتبط با موضوعات فیلم و سریال نیست. متاسفانه تولید محتوای مرتبط با این سریال به قدری ضعیف بوده که من (تا این

ادامه مطلب

عادت صبحگاهی تیم فریس : چطور از اول صبح روزمان را بسازیم

ایجاد عادت سحرخیزی با برنامه صبحگاهی تیم فریس

من آدم تنبلی هستم. مخصوصا وقتی که پای صبح زود بیدار شدن در میان باشد. وقتی به زور چشم‌هایم را باز می‌کنم نمی‌توانم خودم را قانع کنم که چرا باید بیدار بمانم و حتی اگر کلی کار مانده هم داشته باشم باز هم خوابم را ادامه می‌دهم. خوب این موضوع چیزی نیست که به آن افتخار کنم. به همین خاطر هم به دنبال راهی هستم که بتوانم این موضوع را برای همیشه حل کنم و عادت صبح زود بیدار شدن را در خودم ایجاد کنم. (قبول دارم که بعضی آدم ها برای سحرخیزی ساخته نشده‌اند و در ساعات دیگر روز بازدهی بیشتری دارند و غیره اما من آدمی هستم که صبح‌ها خیلی سرعت و کارایی بیشتری دارم و در ساعات دیگر روز خیلی‌ کارها را با بازده پایین‌تری انجام می‌دهم).

ادامه مطلب

وقتی که Sting هم دیگر داستانی برای گفتن ندارد

بعید می‌دانم استینگ را نشناسید. البته خیلی وقت‌هایی که یک چیز را بعید می‌دانم بیشتر اتفاق می‌افتد 🙂 . پس یک توضیح کوتاه می‌دهم. استینگ یک خواننده بریتانیایی است که اگر آهنگ‌های Shape of My Heart و Englishman in New York و خیلی آهنگ‌های دیگر از او را باید بشنوید. شعرها و داستان‌پردازی‌هایی که در آهنگ‌هایش هست بی نظیر است. حالا شما فکر کنید که این آدم داستان‌هایش ته بکشد. یعنی دیگر داستانی برای تعریف کردن و شعری برای گفتن نداشته باشد. مثل این است که یک ورزشکار حرفه‌ای دو و میدانی باشی و ناگهان فلج بشوی و دیگر نتوانی در مسابقه‌ای شرکت کنی و تمرین کنی. استینگ در این ویدئوی تد داستان ته کشیدن ایده‌هایش برای داستان پردازی را تمام می‌کند و تعریف می‌کند که چطور توانست از این

ادامه مطلب

بررسی کتاب Killing Marketing – از خاکستر ققنوس بازاریابی، این‌بار چه چیزی متولد می‌شود؟

مرور و بررسی کتاب Killing Marketing

کتاب Killing Marketing آخرین کتاب جو پولیتزی و رابرت رُز است که اوایل شهریور ماه امسال منتشر شد. در این پست نسبتا طولانی می‌خواهم این کتاب را بررسی و مرور کنم. بخش‌هایی که در ادامه می‌نویسم تنها بخش‌هایی است که از نظر من بسیار جالب بود و همه کتاب را در بر نمی‌گیرد. برای مطالعه کامل می‌توانید کتاب را به یکی از دو روشی که در انتهای متن آورده‌ام تهیه کنید. مطمئن باشید که از مطالعه این کتاب لذت خواهید برد و چیزهای زیادی هم از آن خواهید آموخت. شاید بد نباشد که با هم یک مروری بر کار دو نویسنده کتاب داشته باشیم. رابرت رُز و جو پولیتزی، در سال ۲۰۰۸ وبسایت معروف CMI یا Content Marketing Institute را تاسیس می‌کنند. وبسایتی که نقشی غیر قابل انکار در گسترش

ادامه مطلب

کیچ، این دو قطره اشک لعنتی (بازنشر)

پ.ن : این نوشته که در مورد مفهوم کیچ نوشته شده را چندین ماه قبل در وبلاگ قدیمی‌ام نوشتم. در وبلاگ قبلی‌ام یک سری مطالب هست که هنوز هم که هنوزه خودم می‌خوانمشان لذت می‌برم. نمی‌دانم نشانه خوبی است یا بد. اما با خودم که فکر کردم دیدم حیف است در اینجا دوباره آن‌ها را منتشر نکنم. امیدوارم که امروز از آن زمان‌ها تولید محتوای بهتر و مفیدتری داشته باشم اما حداقل اثر مثبت این کار این است که با انتشار آن‌ها در اینجا یک سیر تغییر سبک نوشتن من هم معلوم می‌شود و کارهایم هم در یک جا جمع می‌شود. جایی که اختیارش دست خودم هست.     کتاب بار هستی یا همان The Unbearable Lightness of Being اثر میلان کوندرا را برای اولین بار حدود دو سال پیش خواندم. وقتی که کتاب را می‌خریدم انتظار

ادامه مطلب